همایش تشیع از دیدگاه خاورشناسان - نشست علمی تشیع و خاورشناسان، سخنران پرفسور عبدالجبار ناجی
صفحه اصلي arrow نشست ها و همایش ها arrow نشست علمی تشیع و خاورشناسان، سخنران پرفسور عبدالجبار ناجی
نشست علمی تشیع و خاورشناسان، سخنران پرفسور عبدالجبار ناجی چاپ
Image   پروفسور ناجی: در ابتدا از جناب آقای اسماعیلی تشکر می‌کنم که این فرصت را فراهم کردند تا با دوستان و اساتید محترم آشنا بشویم. موضوع بحث شرق‌شناسی و تشیع است. سؤال مهمی که در این‌جا مطرح می‌شود این است که چه اهمیتی دارد ما مسلمانان اندیشه‌های شرق‌شناسان را مطالعه کنیم؟ چه ضرورتی دارد که در مورد تشیع از شرق‌شناسان بخواهیم مطلبی یاد بگیریم، چون امکان ندارد آنها بتوانند مطالبی را به ما اضافه کنند و اطلاعاتی در مورد تشیع بدهند که در منابع اصلی ما وجود نداشته باشد. ولی وقتی سیره ائمه را ببینیم که چگونه با دشمنان گفت‌وگو کردند، از موضع‌گیری اولیه خودمان عقب‌نشینی می‌کنیم. بر این اساس، ما شیعیان باید در گفت‌وگو با شرق شناسان را باز کنیم، هرچند ممکن است خیلی از نظرهای آن‌ها از روی دشمنی باشد. این متد، بر متد ائمه  مبتنی بود و کاملا مخالف متد سلفی‌ها و بنیادگرایان است که به طور کلی با شرق‌شناسان مخالف هستند، بدون این که بدانند اصلا شرق‌شناسی یعنی چه و نظریات شرق‌شناسان چیست. این انگیزه باعث شد پیشنهاد دکتر اسماعیلی را در این مورد بپذیریم و در این موضوع جست‌وجو کنیم و تصور نماییم که شرق شناسان واقعا شناخت عمیقی از تشیع دارند و می‌توانند در این زمینه به ما کمک کنند. شرق‌شناسی به زودی به علمی مستقل تبدیل می‌شود، برای همین ضروری است که این علم را به پژوهش‌گران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی برسانیم و مهم‌ترین موضوع این است که با متد و روش نوشتاری آنها آشنا بشویم. این متد در دانشگاه‌های عربی و در میان استادان آنها وجود ندارد، مگر تا حدودی در شمال افریقا و لبنان. متد آنها تجزیه روایات تاریخی و بازسازی آن است، یعنی این که پس از شناسایی روایات تاریخی، ببینند تغییری در آن رخ داده و چیزی از آن کم و یا زیاد شده یا نه.
عرصه سخن در این‌جا، هم از جهت تعداد شرق شناسان و هم از جهت تحقیقاتی که ارائه دادند و هم کتاب‌های مورد پژوهش آنها بسیار گسترده است. طبعا در این زمان کوتاه نمی‌توانیم به کل این مطلب بپردازیم. برای همین فقط به موضع‌گیری آنها در  مورد بحث خاص تشیع می‌پردازیم.
در سال 1923 میلادی اولین کتاب در مورد تشیع به وسیله شرق شناسی انگلیسی به نام دونالد سون نوشته شد که با عنوان عقیده تشیع به زبان عربی ترجمه شده است. این کتاب، عکس العمل‌هایی را از طرف روشن فکران عراقی موجب گشت؛ چون در این کتاب، آداب و سنن عامه شیعه مطالعه شده که عناصر غلو در این آثار به وضوح دیده می‌شود. این کتاب بدون تحقیق به ترجمه رسیده است که با توجه به جایگاه اخیر تشیع در عرصه‌های علمی باید دوباره در مورد آن تحقیق گردد و ترجمه بشود. باید به سال صدور و انتشار این کتاب توجه داشته باشیم، یعنی بلافاصله بعد از انقلاب 1920 عراق علیه انگلیسی‌ها بوده که به رهبری حوزه و تشیع صورت گرفت. بیان سستی عقیده تشیع یکی از هدف‌های این کتاب است.
مکتب شرق شناسی ایتالیایی نیز در همین فضا، سعی کرده فقه و عقاید شیعه را مطالعه کند و کارهای شرق‌شناس ایتالیایی پوزانی را هم می‌توانیم در همین زمینه بشناسیم که به کتاب‌های دونالدسون تکیه کرده است. کتاب دونالدسون نه تنها برای شرق-شناسان منبع قرار گرفت ، بلکه حتی نویسندگان عرب که در مورد تشیع موضع‌گیری منفی داشتند، همیشه به این کتاب ارجاع می‌دادند. با وجود این نقطه منفی در کتاب، نباید بی‌طرف و ساکت بنشینیم، بلکه باید باب گفت‌وگو را با این کتاب و اندیشه‌های آن باز کنیم تا بتوانیم اندکی از حقایق را تبیین کنیم. مطلب شگفت‌انگیز این که از قرن نوزدهم به بعد، شرق‌شناسان هیچ مطلبی را در مورد تشیع رها نکردند مگر این که در مورد آن نوشته‌اند و تحقیق کرده‌اند. برای مثال در مورد امام مهدی(عج) شرق شناسان انگلیسی و آلمانی تحقیقات بسیار پرباری انجام داده‌اند. برای نمونه چند منبع از این کتاب‌ها را نام می‌برم: یکی رساله‌ای در مورد مقدمات فقه شیعه که به علامه حلی مربوط است، پرفسور ملر، شرق شناس انگلیسی، در سال 1928 در مورد آن تحقیق کرده است.
شرق شناس مهم دیگر، مارگولیوث کاتولیک مذهب است که کتابی تحت عنوان مهدی و مهدویت دارد که از نوشته های قدیم به شمار می آید و مربوط به دهه سی قرن بیستم است. مکتب آلمانی شرق‌شناسی در این عرصه کارهای منحصر به فردی را در مقایسه با دیگر مکاتب انجام داده است. پایان‌نامه دکترای جواد علی هم در مورد حضرت مهدی بوده که در آلمان دفاع نموده و استادش هم در این زمینه بسیار کار کرده بود. مولر استاد راهنمای دکتر جواد علی است که کتاب دیگری از مرحوم ابن‌بابویه تحت عنوان کمال‌الدین را در سال 1901 تحقیق کرده است.
در همان برهه زمانی یعنی سال 1903 «کلبرگ» شرق‌شناس دیگر آلمانی در مورد امام و جامعه تحقیق کرد. در ادامه این روند، مکتب شرق شناسی آلمانی به مسئله امام مهدی خیلی اهمیت می‌دهد که مهم‌ترین افرادشان در حال حاضر پروفسور مادلونگ است که کتابی تحت عنوان مهدی منتظر و کتابی هم به نام قائم آل محمد نزد شیعه دارد. «دارمستتر» شرق شناس مهم فرانسوی نیز کتابی تحت عنوان مهدی در منابع اسلامی از زمان اول تا سال 1885 دارد و در پاریس هم به چاپ رسیده است. در مطالعات فرانسوی‌ها مسئله امام مهدی(عج) تا دهه هفتاد قرن بیستم بسیار مورد توجه بوده؛ از جمله پروفسور هنری کربن که مطالعات و تحقیقات بسیاری در این زمینه دارند. کتاب مهم ایشان حضرت مهدی در فقه شیعه است که در سال 1959 به چاپ رسیده و تاکنون ترجمه نشده است. کتاب مهم دیگر ایشان که سال 1972 به چاپ رسیده، اسلام شیعی در ایران است. پروفسور «فاد» شرق‌شناس دیگر فرانسوی نیز کتابی به نام امامت شیعه امام مهدی دارد که به چاپ رسیده است.
تا این‌جا صحبت در مورد مکتب انگلیس، فرانسه و آلمان بود. کتاب‌هایی هم در مکتب دانمارک و سوئد وجود دارد که حمله به شخصیت پیامبر را آغاز کردند و کاریکاتورهایی که در این چند سال اخیر رخ داده، آخرین آنها بوده است. باید به مکتب دانمارک خیلی اهمیت بدهیم؛ چون این مکتب به روش تحلیل و تجزیه اعتماد و تکیه دارد و در کتابی که ترجمه کردم و در حال چاپ است تحت عنوان علی و معاویه در منابع اولیه به این مطلب تأکید کردم. آقای «تیما» که از جمله این شرق شناسان است که در سال 1942 کتاب المهدی را نگاشت. وی منابع شیعه را که در کتاب‌های کلینی و مفید آمده تجزیه کرده تا به اولین روایتی برسد که در مورد حضرت مهدی صحبت کرده. این شرق شناس دانمارکی در سال 1942 این کار را انجام داد.
غیر از این مکاتب که نام بردیم، مکاتب اروپایی دیگری مثل اسپانیا و پرتقال و غیره ندیدیم که به موضوع حضرت مهدی اهمیت بدهند. علت اهمیت دادن این‌ها به این موضوع تحریفی بود که خصوصاً در زمان امام یازدهم علت تفرقه میان شیعه شد و فرقه‌هایی از شیعه در مورد این موضوع اختلاف داشتند. حال، آیا توجه علمی شرق شناسان با سیاست کشورهای آنها ارتباطی دارد؟ چون انگلیس، فرانسه، دانمارک و آلمان سیاست‌های استعماری داشتند، آیا این مسئله به چشم‌داشت‌های سیاسی آنها ارتباط دارد؟
نباید همه چیز را در سیاست خلاصه کنیم، چه بسا یک دغدغه علمی در این مطلب بوده است؛ چون موضوع حضرت مهدی خاص مسلمانان نیست دیگر ادیان هم به این مطلب اعتقاد دارند. چه بسا اینها هم خواسته‌اند آثار دیانت یهودی و مسیحیت را در این زمینه بر مسلمان‌ها مطالعه کنند. در بحث‌های شرق‌شناسی به موضوع ستیز میان حضرت علی با معاویه توجه ویژه‌ای شده است. مکتب ایتالیا در این زمینه تحقیقاتی انجام داده؛ برای مثال، کتاب انساب الاشراف بلاذری را ترجمه و تحقیق کرده که یک جلد این کتاب مخصوص امام علی و یک جلد مخصوص معاویه است و در سال 1913 میلادی با نام امام علی در کتاب انساب‌الاشراف بلاذری منتشر شد. «کیتانی» شرق شناس بسیار معروف ایتالیایی در مجموعه کتابی که در مورد سال‌شماری اسلام منتشر کرده، در جلد نهم و دهم آن به مسئله شیعه و قیام عاشورا و واقعه صفین اشاره کرده است. این کتاب در سال 1926 منتشر شد. وی قیام امام حسین را بر اساس کتاب واقعه صفین نصربن مزاحم مطالعه کرد. در حالی که ما اعراب، در آن زمان نسخه‌ای از این کتاب در دست نداشتیم.
شرق شناس دیگر ایتالیایی خانم «والری» است که پژوهش‌های خودش را خاص ائمه قرار داد. کتاب وی تحت عنوان کشمکش امام علی و معاویه و جدایی خوارج نام دارد که در سال 1952 در رم منتشر شد. وی هم‌چنین در کتاب علی بن ابی‌طالب، در مورد امام علی و در کتاب الحسن در مورد امام حسن مجتبی مطالعه کرده است. خانم والری، مبانی روایات و منابع شیعه را تحقیق کرده نه روایاتی که از اموی‌ها به دست ما رسیده است.
روی‌کردهای دیگری که شرق شناسان به آن تأکید کرده‌اند، موضوع غلو نزد شیعه است و در این مورد مطالعه و تحقیق عمیق انجام داده‌‌اند. برای نمونه، کتاب بسیار مهمی به نام عبدالله بن سبا از شرق شناسی دانمارکی به نام «فرلاندر» وجود دارد. این کتاب در دو جلد در سال 1901 تألیف شده و تمام غربی‌ها هنگام مطالعه در مورد عبدالله بن سبا به این منبع ارجاع می‌دهند. این منبعی شده که جایگزین ندارد. به عقیده فرلاندر، عبدالله بن سبا شخصیتی دروغین است که وجود تاریخی نداشته، اما می‌خواسته‌ امام علی را جوری جلوه بدهد که انگار در دیدگاه خداشناسی با این شخص هم‌آهنگ است. این موضع‌گیری را آقای فرلاندر بر اساس تحلیل روایت های تاریخی بنا کرده است. 
تحقیق دیگر وی که از منابع غربی‌ها به شمار می‌آید، کتاب غلو شیعه آن‌گونه که ابن‌حزم ارائه داده است. این کتاب در سال 1901 در دانمارک تألیف شد. آقای طه حسین، استاد مدرسی طباطبایی، دکتر علی الوردی جامعه‌شناس عراقی، هم همین نظر را داشته‌اند که عبدالله بن سبا شخصیتی دروغین است و به دیدگاه فرلاندر استناد کرده‌اند. برای این که از این بحث به نتیجه برسیم، باید عرض کنیم که مکتب شرق‌شناسی انگلیسی بر غلو خیلی تأکید کرده و پژوهش‌های بسیاری انجام داده است. «هولیستر» شرق شناس انگلیسی کتابی تحت عنوان شیعه در هند نوشته و هدفش هم این بوده که یکی از فرقه‌های غلات شیعه را در آن‌جا مطالعه کند. «مک دونالد» شرق‌شناس دیگر انگلیسی نیز مطالعه بی‌طرفانه‌ای را تحت عنوان غیبت انجام داده است. «هاجسن» شرق شناس معروف دیگر انگلیسی دو کتاب به نام‌های باطن‌گرایان و بیان ابن سمعان تمیمی که از غلات به شمار می‌آید، نوشته است. آقای «تکر» شرق‌شناس دیگر بیشتر مطالعات خودش را در مورد غلات انجام داده است. تحقیقات وی به نام‌های ابومنصور العجلی و المنصوریه  و دیگری تحقیقی در تئوریست در قرون وسطا است. پژوهش خوب دیگر وی به نام عبدالله بن معاویه و جناحیه به عنوان انقلابی‌ها وا ایدئولوژیست‌ها است. عبدالله بن معاویه در سال 99 ظهور یافت. تکر این تحقیق را در سال 1975 منتشر کرد. تحقیق دیگر وی به نام انقلابی‌ها و گنوسی‌ها است که مغیره بن سعید نماینده این فرقه‌های غلات به شمار می‌آید. وی هم‌چنین در سال 1975 در مجله‌ای هندی بحثی دارد تحت عنوان ابن سمعان و سمعانیه و در سال 1976 تحقیق دیگری تحت عنوان المفضل بن عمر جعفی که از غلات بوده، انجام داده است. تحقیق دیگر وی غالیان شیعه در دوران اموی‌ها در عراق است. باز هم این‌جا برای ما جای سؤال است که چرا مکتب شرق‌شناسی انگلستان تا این حد به مسئله غلو و غلات اهمیت داده است.
از حضور همه دوستان عزیز تشکر می‌کنم و دوست دارم دیدگاه‌های دوستان را بشنوم و از بحث یک‌طرفه بیرون بیایم.
آقای اسماعیلی: با تشکر از جناب پروفسور ناجی، فرصت نشد در آغاز سخن از جایگاه علمی ایشان صحبت کنم. ایشان یکی از استوانه‌های دانش تاریخ در جهان عرب هستند و حضور ایشان برای ما پژوهش‌گران حوزه تاریخ و علاقه‌مندن به تاریخ تشیع بسیار مغتنم است و امیدوارم در آینده نزدیک بتوانیم از حضور ایشان بیشتر استفاده کنیم. ایشان عصری از تقیه را در بغداد طی کرده‌اند تا توانسته‌اند به فعالیت‌های علمی و علاقه‌های خودشان ادامه بدهند. یکی از وجه‌مشترک‌های ایشان با ما، غیر از باورهایی که دارند و حوزه علاقه‌مندی‌شان، این است و مدتی هم در عراق رئیس مرکز مطالعات ایران بودند. اگر دوستان سؤالی در حوزه تشیع و استشراق دارند مطرح نمایند تا بتوانیم بحث را بیشتر باز کنیم.
 آیا ماهیت قضیه مهدویت ایجاب نمی‌کند که اینها دنبال این قضیه بروند. واقعیت این است که حکومت جهانی آن حضرت، آنها را هم دربرمی‌گیرد و قضیه با آنها ارتباط مستقیم دارد. در روایات آخرالزمان و علایم ظهور داریم که لشکرهای متعدد از جانب مهدی به همه عالم فرستاده می‌شود. آیا خود ماهیت قضیه آنها را وادار نمی‌کند که بیشتر روی این قضیه فکر نمایند و کار بکنند؟
 بله، این قطعاً یکی از انگیزه‌هاست. عرض کردم تنها انگیزه سیاسی نیست، انگیزه‌های دیگری هم ممکن است باشد. از جمله برخی از شرق شناسان مانند فرلاندر یهودی بودند و اصلا اندیشه مهدویت نزد آنها تحت عنوان یهود از ابتدا وجود داشته و آنها پیروزی دین و عدالت علیه ظلم را خواستارند. مارگولیوث شرق‌شناس انگلیسی نیز هنگامی که در مورد مهدی و مهدویت نوشت، به مسئله پایان تاریخ و محقق شدن عدالت علیه ظلم اشاره کرد.
  در دایره المعارفی جست‌وجو می‌کردم که دیدم لیدن چاپ‌شده، مدخلی برای امر به معروف و نهی از منکر ندارد. از چند استاد سؤال کردم که آیا انگیزه خاصی در این زمینه وجود دارد که در مورد امر به معروف بحث نکرده‌اند.
 به عنوان منکر اشاره کرده و گفته که امر به معروف و نهی از منکر، محقق ساختن عدالت و از بین بردن شر و بدی است و نویسندگان آن از تاریخ‌شناسان عرب هستند.
 آیا شما با دکتر ناجی معروف نویسنده کتاب عقوبه الاسلامی والکتب الاخری نسبتی دارید؟ مواضع ایشان کاملاً عکش مواضع شماست. شما تقریباً ایران‌پرست هستید. ایشان الان کجاست و چه کار می‌کند؟
 سؤال دیگر این است که شما چندین مستشرق را نقد کرده‌اید و کارهای بسیار عالی انجام داه‌اید، چرا افرادی مانند ناجی معروف را نقد نکردید. چون ایشان در حوزه شرق شناسی هم مطرح است. آقای ناجی معروف مستشرق نیست ولی عقاید ایشان یکی از موضوعات عمده شرق شناسان است و از برخی عقاید شرق شناسان سرچشمه می‌گیرد.
 سومین سوال درمورد مهدویت است که شرق‌شناسان به این موضوع اهتمام جدی دارند و آن را اساس همه فعالیت‌های سیاسی در جهان اسلام از گذشته و در آینده می‌دانند و دوست دارند همیشه در این مسئله به صورت زنده و گویا حضور داشته باشند، می‌خواستم ببینم نظر شما هم همین است یا نه؟
 چنین اندیشه‌ای در نوشته هایشان وجود ندارد. بیشترین همّ آنها مطالعه عقیده تشیع است. برای مثال، کتاب   مار گولیوث یا کتاب دیگری تحت عنوان مهدویت، به بحث مهدویت در سودان پرداخته نه امام مهدی. مطالعات اینها عموماً مطالعات تاریخی صرف است و خیلی به جنبه‌های سیاسی آن تأکید ندارند. ظهور صفویه و دشمنی آنها با عثمانی‌ها، شاید یکی از این علت‌ها باشد که موجب شده شرق‌شناسان غربی بیشتر به این موضوع اهمیت بدهند و در مورد آن مطالعه کنند.
 مهدویت مسئله داخلی آنها هم بوده و به تأثیر از مهدویت اسلامی در قرون وسطا، در حوزه آلمان مهدویت یک موضوع اصلی شده و حتی چند تا از سلاطین آلمان می‌خواستند با عنوان مهدی ظهور بکنند مانند فردریک.
 این کتابی که نام بردید، از شرق شناسی انگلیسی به نام ساشا-دینا با عنوان تأثیر مسیحیت اسلامی بر اندیشه شیعه اثناعشری است. یعنی این اندیشه مهدویت در مسیحیان هم وجود دارد. در مطالعات مار گولیوث راه های عظیمی دیده می شود که تأثیر عقیده ظهور مهدویت در تشیع را نشان می‌دهد.
 در مطالعات کدام یک از شرق شناسان ریشه‌های تفکر شیعی به ادیان باستان برمی گردد و چه حجمی از این مطالعات تمایل دارند آن را در ادیان و فرق قبل از اسلام جست‌وجو کنند؟
 در تمام مطالعات آنها به ویژه در آلمانی‌ها وجود دارد و عموماً ریشه‌های این عقیده را به دیانت مسیحی یا یهودی ارجاع می‌دهند. برخی پا را از این فراتر می‌گذارند و آن را به ادیان شرق مانند بودیسم منتسب می‌دانند. چه بسا برخی از محققان حتی بین زرتشتی‌ها معتقد بودند که ریشه این اعتقاد در اینجاست؛ چون اینها در مطالعات خودشان برای ریشه‌یابی نوعاً در برهه تاریخی خاصی توقف نمی‌کنند تا اعماق تاریخ پیش می‌روند و بر اساس یک سری مطالعات پدیدارشناسی، سعی می‌کنند ریشه‌یابی نمایند.
 بر اساس برخی از کتاب‌های دانشگاهی، مطالعات اسلامی در غرب اصولاً ستیزه‌جویانه بوده، نظر شما چیست؟ آیا می‌توانیم پاسخ سلبی ایجابی بدهیم یا به شکل تفصیلی پاسخ  بگوییم. این کتاب‌ها را نیز شیعه نوشته است یا غیرشیعه؟
 بنیادگرایان و وهابی‌ها و عموماً اهل سنت در مقابل شرق‌شناسان موضع‌گیری کاملاً منفی دارند و مطالعه آثار اینها را مطالعه شیطان می‌دانند، ولی با الهام از موضع‌گیری ائمه علیهم السلام که با همه فرق حتی با خوارج گفت‌وگو می‌کردند، باب گفت‌وگو را با اینها باز می‌کنیم و از دیدگاه‌هایشان استفاده می‌نماییم.
 نظر شما راجع به اشپولر چیست؟
 این که بتوانیم اشخاصی را تعیین کنیم و بگوییم که اینها بی‌طرف بودند یا جانب‌داری می‌کردند یا با شیعه دشمنی داشتند کار مشکلی است. به طور کلی تحقیقات اینها علمی است، اما برخی اشخاص خاص مانند آقای هنری لامانس که کاتولیک هلندی بوده و به زبان فرانسه می‌نوشته، سرسختانه طرف‌دار اموی‌ها و معاویه بوده است. در کل شاید بتوانیم مکتب انگلستان را بی‌طرف‌تر بشماریم. چون در موضوع خاصی صحبت می‌کنیم، به آسانی نمی‌توانیم بحث نماییم. اگر موضوع دیگری مانند سنت پیامبر بود، چون تألیفات در این زمینه خیلی گسترده‌تر است، راحت‌تر می‌توانستیم قضاوت کنیم.
 در تقسیمات شما آیا جواد علی جزء شرق‌شناسان قرار دارد؟
 خیر، مطالعات ایشان زیر نظر پروفسور مولر، متخصص بخش شرق‌شناسی بوده و از این آقا اثر پذیرفته است.
 الاًن در ایران، عراق و شبه قاره با دانش‌مندان شیعی مواجه هستیم که در غرب درس خوانده‌اند و مطالعات شیعی دارند که با مطالعات سنتی متفاوت است، مانند آقای مدرسی، امیر ارجمند، امیر معزی، جواد علی، جاسم حسین و دکتر محمدحسین جعفری. اینها چقدر از مطالعات شرق‌شناسان تأثیر پذیرفته‌اند و تأثیر گذاشته‌اند.
 کسانی که واقعاً علم‌دوست هستند و به غرب می‌روند و در آن‌جا مطالعه می‌کنند، از متد شرق شناسان استفاده می‌نمایند نه از نتایج بحث آنها و ممکن است در تحقیقات خودشان به نتایجی برسند که برای ما پذیرفتنی نباشد وتصور کنیم که نتایج آنها با عقاید ما مخالف است؛ مانند کتاب موارد القبری آقای جواد علی، یا مبانی فکری تشیع آقای مدرسی یا کتابی در مورد زندگی پیامبر از آقای رسول جعفریان. در بحث با آقای پروفسور گاوری، به ایشان گفتم که ما در مورد زندگی پیامبر کتابی داریم که به روایات و تاریخ شیعه جایگاه و حق خودش را ادا کرده، اما شما در بحث‌های خودتان حق شیعه را ادا نکرده‌اید.
 جدا از نقاط قوتی که در منهج شرق‌شناسان دیده می‌شود، چند نقیصه وجود دارد: یکی این‌که آنها به نقد سندی اصلاً توجه ندارند و سندها را نقد نمی‌کنند و فقط  به محتوا و متون توجه دارند. دیگر این که در بحث فرق و غلات به منابع ملل و نحل که نزد ما از ضعیف‌ترین منابع است، بسیار تکیه می‌کنند. سوم این که وقتی پیش فرضی دارند، تنها دنبال اثبات آن هستند. برای مثال اگر یک روایت موافق باشد و صد روایت مخالف، فقط به روایتی که مخالف دیدگاه خودشان است توجه می‌کنند. نظر شما در این مورد چیست؟
 نکاتی که دکتر صفری فرمودند مورد اتفاق‌نظر است، اما تعدادی از این شرق شناسان به ویژه کایتانی و فرلاندر پیترسون، تحقیقات بسیار دقیق و عمیقی در سند انجام دادند و خودشان را بیشتر مشغول سند کردند که موجب تشخیص روایات اصلی و جعلی شد. نکته دوم این که در خلال تحقیقاتشان، متوجه شدند که این شرق شناسان گاهی به علت ضعف در شناخت زبان عربی، فارسی و دیگر زبان‌های اسلامی، دچار اشتباه زبانی و لغوی شدند که این عامل ممکن است کل مطلب تاریخی را عوض کرده باشد.
 در مورد مطالعات شرق شناسان سیری تاریخی فرمودید. بسیاری از این مطالعات درباره شیعه قبل از انقلاب اسلامی مانند فرقه اسماعیلیه است. آیا انقلاب اسلامی در مطالعات آنها راجع به بعضی از مبانی تشیع به خصوص مهدویت، امام حسین و عاشورا نقطه عطفی ایجاد کرده یا نه؟ هم‌چنین به نقش اسرائیل در مطالعات شیعه‌شناسی که گفته می‌شود الان بزرگترین مراکز شیعه‌شناسی در اسرائیل است و بعضی از بزرگان آنها مانند کلبرگ هم آن‌جا هستند.
 مطالعات در مورد مهدویت و دیگر عقاید شیعه پیش از انقلاب ایران بوده است، اما انقلاب ایران به این مباحث زمینه جدیدی اضافه کرد که موجب شده با روی‌کردی از دیدگاه شیعه اثنا عشری بیشتر به این موضوعات بپردازند. تا پیش از این ممکن بود به فرقه‌های دیگر شیعه مثل بهائیه بیشتر اهمیت بدهند.
نکته دیگر این که خانم‌های شرق‌شناس آمریکایی ایرانی‌تبار مانند نیکی کدی و شیرین هنتر پژوهش‌های مهمی در مورد نقش اسلام در اروپا و در ایران و تأثیرات انقلاب‌ها در مورد آینده اسلام انجام دادند. مسئله روحانیت و نقش روحانیان موضوع دیگری است که انقلاب ایران را کانون توجه جهانیان وشرق شناسان کرده است. کتابی تحت عنوان عبای سبز و نقش روحانیان در تحریک مردم نوشته شده که در این زمینه مطالعه کرده‌اند.
مکتب شرق شناسی اسرائیلی روی‌کرد جدیدی در جهان شرق شناسی است، چون اینها بیشتر بر شرق شناسان یهودی تکیه دارند. شرق‌شناسان یهودی گذشته مانند گلدزیهر بیشتر اسلام را دینی مسالمت‌آمیز و مسالمت‌جو می‌دانستند و آنها نمی‌خواهند چنین روی‌کردها و اندیشه‌هایی مطرح شود و بیشتر روی شرق شناسانی تأکید دارند که اسلام را دینی خشن و دشمن ادیان دیگر می‌دانند. من زبان عبری نمی‌دانم اما در مورد حضرت مهدی به زبان انگلیسی کاری صورت نگرفته، هرچند در مورد نجف، کربلا و در مورد علمای نجف، مطالعاتی انجام شده است؛ به ویژه مؤسسه و بنیاد بگوردین.
 در یک کلام بفرمایید حرف حساب شرق شناسان چه بوده است؟
 با توجه به گرایش‌های مختلف آنها، نمی‌توان گفت که همه شان بدبینانه نگاه می‌کنند یا این‌که همه ش‌ان دنبال جست‌وجوهای علمی هستند.


تاريخ بروز رساني ( 29 مهر 1387,ساعت 08:37:06 )
 
قبل >