همایش تشیع از دیدگاه خاورشناسان - نشست علمي تشيع و تمدن اسلامي
صفحه اصلي arrow نشست ها و همایش ها arrow نشست علمي تشيع و تمدن اسلامي
نشست علمي تشيع و تمدن اسلامي چاپ
Imageتمدن شيعي از تمدن اسلامي جدا نيست و ما بايد به مکتب اهل‏بيت(عليهم السلام) نگاهي تمدني داشته باشيم.
معاونت پژوهش مدرسه عالي امام خميني(ره) با همکاري گروه تاريخ اسلام، نشست «تشيع و تمدن اسلامي» را با حضور حجت‌الاسلام والمسلمين دکتر محسن الويري، حسن حسين زاده شانه چي، نعمت ‏الله صفري، محمد الله اکبري در تاريخ 13/12/1383 در ساعت 12-10 برگزار نمود.
در ابتداي اين نشست دکتر محسن الويري، مدير گروه تاريخ دانشگاه امام صادق(ع) تهران، محوريت بحث را «امکان‏پذيري وجود تمدن شيعي در طول» تاريخ دانست و ابراز داشت: بحث ما در اين جلسه بيش از آن که در مورد سهم شيعه در تمدن اسلامي باشد بر اين مبناست که آيا مي‏توانيم از مقوله اي به نام تمدن شيعي صحبت کنيم يا اين که اين تعبير با مسامحه هايي همراه شده است.
وي با اشاره به تفکيک ساحت گذشته و آينده اظهار داشت: علاوه بر اين که بايد بر اين دو مقوله جداگانه بينديشيم بايد تعامل آن دو را نيز در نظر داشته باشيم، زيرا هر يک بدون ديگري ناقص است.
ايشان شناخت تمدن شيعي را وابسته به شناخت تمدن و تمدن اسلامي دانست و افزود: ابتدا بايد تمدن را بشناسيم و حوزه هاي منابع مربوط به تمدن اسلامي را نيز بررسي کنيم تا به تمدن شيعه راه يابيم که از جمله حوزه هاي شناخت تمدن اسلامي رجوع به منابع تمدن‏شناسي، کليات تاريخ‏نگاري، منابع فلسفه تاريخ، منابع نظريه هاي فرهنگ، منابع آرمانشهر و منابع توسعه و منابع متفرقه است. دانشمندان زيادي در حوزه هاي فوق کنکاش کرده اند همانند، فوکو تساوا يوکيچي، هاميلتون گيب، ابن خلدون، امام خميني و ....
دکتر الويري در تعريفي همه جانبه، تمدن را برآيندي از همه دستاوردهاي مادي و معنوي و نظام‏هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و فناوري و روابط انسان‏ها خواند و ادامه داد: در اين ديدگاه، توجه به ديدگاه امام خميني(ره) مبني بر پيوند تمدن و انسان و تربيت انسان کامل ضروري مي‏نمايد. وي با اشاره به مؤلفه هاي تشکيل تمدن گفت: عصبيت يا روح‏گروهي، محيط جغرافيايي، حکمران، اخلاق و دين، ثروت و قدرت اقتصادي صنايع و جمعيت از عواملي است که ابن‏خلدون در مقدمه براي تشکيل تمدن نام برده است. در يک تمدن بايد عوامل مادي از جمله نژاد، جمعيت، مهاجرت، تدافع و تهاجم، ابزار، اختراعات و نيز عوامل معنوي از جمله مشيت الهي، روح کلي، نوابغ، غريزه، قراداد، ستيزه‏جويي، عشق و گرسنگي را لحاظ کرد. اين موارد در ديدگاه ري کلاين، از انديشمندان روابط بين الملل نيز به چشم مي‏خورد.
دکتر الويري در يک جمع‏بندي تأکيد کرد: در نگاهي کلي به نظر مي‏رسد دستاورد تمدني شيعيان به گونه اي نيست که بتوان گفت تمدن شيعه در طول تاريخ تحقق يافته است.
وي وجود سه حيطه ممتاز از هم را در تحقق نيافتن اين تمدن دخيل دانست و افزود: ميزان فعاليت علماي شيعه در زمينه علومي چون رياضيات، جغرافيا و يا در بحث مؤسسات مدني و نهادها همتراز با علماي سني بوده است و در اين حوزه تمايزي وجود نداشته، اما در بعضي از علوم مثل فقه و کلام داراي تمايز و تفاوت است و مباحث شيعه برجسته‏تر است. و در دسته اي از علوم نيز حيطه مشترکي وجود داشته، مانند؛ هيأت و معماري که اگر تمايز و برتري ‏اي هم بوده ادامه نيافته است. با توجه به اين سه حيطه تمدن شيعه در گذشته ايجاد نشده است.
مدير گروه تاريخ دانشگاه امام صادق(ع) ادامه داد: در حيطه فوق نمونه هاي کافي نيز به چشم نمي‏خورد و حتي دولت‏ها و شهرهاي شيعي نيز پايدار نبوده اند که بتوان آنها را مصداق تمدن شيعي دانست که البته بايد آن دوره ها را مورد بررسي قرار داد. در بهترين حالت مي‏توان گفت که در گذشته خرده تمدن شيعي شکل گرفته است.
وي ضمن بيان اين نکته که تحقق نيافتن تمدن شيعي به معناي نداشتن ظرفيت نيست، خاطرنشان کرد: برخورداري از توان و ظرفيت تئوريک لازم در مباني انسان‏شناسي و هستي‏شناختي از جمله تکيه بر انديشه اهل بيت، مقوله انتظار و تمدني بودن گزاره هاي آينده در تفکر شيعي و نبود گسست زماني و مفهومي در امامت حضرت مهدي(ع) تحقق يافتن تمدن شيعي را امري ممکن و شدني مي‏کند.
دکتر الويري در پايان سخنان خود تأکيد کرد: با توجه به اين‌که مکتبي که توان عينيت بخشيدن به اسلام را دارد مکتب اهل‏بيت(عليهم ‏السلام) است بايد گفت تمدن شيعي از تمدن اسلامي جدا نيست و بايد به مکتب اهل‏بيت(عليهم السلام)، نگاهي تمدني و ارزنده و قابل بازنگري داشته باشيم.
در ادامه اين نشست ميزگردي با حضور آقايان دکتر الويري، دکتر شانه چي، دکتر صفري و دکتر الله اکبري برگزار گرديد.
دکتر الله اکبري در پاسخ سؤال دکتر صفري مبني بر موافقت با تحقق نيافتن تمدن شيعي و اين که علوم و معارف شيعي در بحث فقه و کلام با سني تمايز دارد گفت: مطمئناً يک قوم يا يک آيين بدون اقتباس و وام‏گيري از ديگران نمي‏تواند تمدني بسازد. معقول اين است که هر قوم آن چه در گذشته وجود داشته برگيرند و با توجه به آن، به سمت آينده حرکت کنند. هيچ تمدني نمي‏تواند چنين ادعايي کند که با قطع نظر از گذشته هر قوم، تمدني را بدست آورده است. وي با تصديق اين نکته که شيعه در طول تاريخ تمدن مستقلي نداشته ابراز داشت: شيعه در بعضي علوم که خاص شيعه است مثل فقه و کلام داراي خرده تمدن است ولي در بقيه موارد از ديگران وام گرفته است و اين نقص نيست، بلکه کمال است زيرا شيعه خردگراست و در هر چيزي که وام گرفته تحولي به وجود آورده است.
دکتر شانه چي در پاسخ به سؤالي مبني بر نقش غيبت امام عصر(عج) در سهم تمدن شيعه ابراز داشت: نسبت به تأثير غيبت امام دوازدهم در سهم شيعه در فرهنگ و تمدن اسلامي بايد به دوران آغاز امامت امام دوازدهم برگرديم. در دوران غيبت صغري، غيبت از دو جهت تأثيرگذار بود. يکي تأثير بحران زا که به دليل عدم وجود امام معصوم، شيعيان از وجود يك منبع دانشي و علمي محروم شدند و دچار حيرت و سردرگمي گرديدند.
وي تأثير دوم غيبت حضرت مهدي(عج) را مثبت ارزيابي كرد و گفت: جامعه شيعه به دنبال نبود منبع علمي به تكاپو و تلاش افتاد تا كمبود امام را جبران كند و دست به نوآوري در فقه شيعه و اسلامي زدند و با استفاده از روايات, اجتهاد در فقه را پر رنگ كردند كه با مراجعه به كتب شيخ مفيد و شيخ طوسي به وضوح مي‏توان اين تلاش را درك كرد.
دكتر الويري در پاسخ به اين سؤال كه الآن شيعه در تمدن اسلامي چه جايگاهي دارد، گفت: سهم جمعيت شيعيان به مجموع كل مسلمانان در گذشته 20 به 80 بوده است و الآن هم از كل مسلمانان 20 درصد آن‏ها شيعه هستند ولي به صراحت مي‏توان گفت سهم اين 20 درصد شيعه در تكامل تمدن اسلامي 50 درصد بوده است و اين به دليل خردگرايي شيعيان و توجه به كتابت آن‏ها بوده است.
وي ادامه داد: به دنبال پيروزي انقلاب اسلامي ما تنها جريان احياگر اسلامي هستيم كه به حكومت رسيديم و جالب اين جاست كه همزمان در كل جهان بحران معرفتي رو به افزايش است و در اين شرايط فرصتي استثنايي در اختيار ماست كه اسلام و چگونه زيستن را به مردم جهان بشناسانيم.
آقاي الله اكبري در پاسخ به سؤالي عوامل شتاب‏زاي شكوفايي يك تمدن را اين گونه برشمرد: ديد و عقايد و فرهنگ مردم‏, حاكم و حكومت، آموزوه هاي علمي و دانشي آن مردم، حمايت حكومت از نخبه ها و همگاني شدن دانش در جامعه باعث مي‏شود كه شكوفايي تمدن در بين آن مردم حكومت سريعي به خود بگيرد. بايد گفت 95 درصد اين عوامل داخلي است و اگر ملتي اين 95 درصد را دارا باشد دشمن خارجي نمي‏تواند بر تمدن تأثير منفي بگذارد.
آقاي شانه چي در پاسخ به سؤال يكي از حضار مبني بر وجود تمدن در عصر حضور ائمه خاطرنشان ساخت: وجود دانشمندان بسياري در زمان حضور ائمه نشان دهنده وجود ظرفيت در آن زمان است اما شرايط براي ايجاد تمدن در آن زمان فراهم نشد ولي شيعيان سهم خوبي در تمدن داشتند.
وي علت كم توجهي مستشرقين به امامان شيعه را مبتني بودن تحقيقات آن‏ها به منابع اهل تسنن دانست و افزود: در منابع سنّي اطلاعات مربوط به امامان شيعه بسيار كم بوده است. اما در سده بيستم مستشرقين به منابع شيعه دستيابي خوبي پيدا كردند و كتاب‏هايي هم در اين زمينه نوشته شده است.
آقاي الله اكبري در پايان اين نشست در پاسخ به سؤالي قسمتي از نهج‌البلاغه را قرائت نمود و ابراز داشت: اين‌كه تمدن‏ها از هم وام گرفتند تسلسل نيست. زيرا اين امر آغازي داشته است و آن هم وجود بشر در ابتداي خلقت است. شكل‏گيري يك تمدن مانند موجود زنده است، دوره كودكي، جواني و پيري دارد. در دوره كودكي وام مي‏گيرد و در دوره پيري وام مي‏دهد. و اين مسأله با اين كه ما قرآن و وحي را داريم منافاتي ندارد‏, زيرا علومي مثل رياضيات و نجوم و .. در قرآن و حديث به صورت واضح وجود ندارد و ما براي پيشرفت در اين علوم بايد از علم ديگران استفاده كنيم. حضرت علي(عليهم السلام) نيز در فرازهايي از خطبه هاي نهجج البلاغه، مردم را به عبرت گرفتن از گذشتگان و مطالعه سرگذشت پيشينيان دعوت مي‏كند.
تاريخ بروز رساني ( 19 بهمن 1386,ساعت 10:24:55 )
 
< بعد   قبل >